أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
275
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
كه گناهى كند بر خويشتن كند و زر و و بال آن گناه با او بود گفتهاند كه : مراد دزدى است و سوگند بدروغ و خداى تعالى عالم است به آنكه دزدى كرد حكيم است بدانچه امر كرد و فرمود در باب آن . آنگه گفت : و هر كه گناهى كند يعنى سرقت و دروغ از زره دزديدن و به كسى ديگر حوالت كردن چون آن گناه كند و بر بىگناهى حوالت كند يعنى زيد بن السّمير او بهتانى و بزهء و باطلى هويدا احتمال كرده باشد و بهتان دروغى بود كه چون بگويند خداوندش مبهوت و متحيّر گردد . آنگه خطاب كرد با رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر سبيل منّت و گفت : اگر نه فضل خدا و رحمت او بودى بر تو ؛ فضل خداى بنبوّت ؛ و رحمت بانزال وحى ، گروهى همّت كرده بودند كه ترا از راه صواب ببرند و گفتهاند كه : معنى آنست كه ترا بتبليس كار خيانت هلاك كنند و ايشان از راه صواب بنچسبانند و هلاك نكنند الّا نفس خود را براى آنكه و بال آن راجع جز با ايشان نيست و به تو هيچ زيان نكنند براى آنكه خداى تعالى ترا فرو نگذارد از توفيق و تسديد خود و انزال وحى و بيان آنچه بر تو ملتبس شود يا تلبيس كنند از كار محقّ و مبطل و سارق و برىء « 1 » و خداى تعالى كتاب قرآن بر تو فرو فرستاد و ترا حكمت داد يعنى نبوّت و بياموخت ترا آنچه نميدانستى از حلال و حرام و أحكام شرع و امور غايبات و حديث امم سالفه « 2 » و فضل و نعمت خداى بر تو عظيم بوده است قديما در شكر او بيفزاى زيادت را . [ سوره النساء ( 4 ) : آيه 114 ] لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً ( 114 ) ابو صالح از ابن عبّاس گفت كه : آيت هم در بنو ابيرق است گفت : خيرى نيست در بسيارى از سرّ ايشان و مناجات ايشان و [ نجوى ] حديثى باشد كه دو كس يا سه كس يا تنى چند بدان مخصوص باشند اگر سرّ باشد و اگر جهر و گفتهاند كه : اسم راز گويندگان است گفت : در ايشان هيچ خيرى نيست الّا در آن كس كه به صدقه فرمايد مردمان را يا امر معروف كند و بنيكوئى فرمايد يا سخنى گويد كه ميان مردمان بدان صلاحى پيدا شود و هر كه چنين كند و غرض و مقصود
--> ( 1 ) - « برىء » يعنى برى از گناه و از برائت مشتق است . ( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح در اينجا گفته است : « و حمل آن بر عموم اوليتر است » .